محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2215

مرآة البلدان ( فارسى )

ز قهر و مهر او باشد عيان در باغ خار و گل * ز بذل وجود او آيد چو خاره خوار سيم‌وزر خلاصى تا دهد جمله اسيران مسلمان را * به تسخير بخارا بركشيد از ملك رى لشكر چو اين زيبنده منزل شد مقر موكب شاهى * وزان فرخنده آمد طبع شاه معدلت‌گستر مقرر داشت تا برپا شود اين مسجد عالى * چه مسجد همچو باغ خلد روح‌افزا و جان‌پرور قرار از دل برد محراب آن اصحاب تقوى را * بدان‌سان كز دل عشاق طاق ابروى دلبر محقر با علو طاق آن ايوان كسراوى * مكدر با جلاى سنگ او مرآت اسكندر ز سقف عاليش گاو فلك را كوه بر كوهان * ز حمل پايه‌اش حوت زمين را لرزه بر پيكر غرض چون شد تمام از بهر تاريخش « هما » گفتا * « ز امر قبلهء عالم بنا شد كعبهء ديگر » - 1224 اما در تواريخ قديمه كه متعلق به چشمه على دامغان است از قرار ذيل مىباشد : ديودور مورخ مشهور گويد اسكندر بزرگ وقتى كه به قومس رسيد اين ناحيه را چنان آباد و معمور و پرنعمت و علوفه و آذوقهء فراوان ديد كه قصد كرد چندى عساكر خود را كه بىنهايت خسته و كسل بودند در آنجا آسايش و راحت دهد . پس از چند روز اقامت در قومس و رفع خستگى ، قشون به سمت هيركانى ( جرجان ) حركت كرد . و اولين منزل او بعد از طى چهار فرسخ راه دامنهء كوهى كه در دهنهء دره اتفاق افتاده بود و رودخانهء معتبرى موسوم به استىبوئت از اين دره جريان داشت و وضع جريان آن به اين‌طور بود كه ابتدا كه از چشمه بيرون مىآيد تقريبا تا ششصد ذرع به خط مستقيم روان بود بعد به كوه كوچك سنگى كه به تپه بيشتر شباهت داشت برخورده از از آنجا تغيير در جريان آن به هم مىرسيد و از ميان درهء سنگى عبور كرده بعد از آن‌كه از دره خارج و به جلگه داخل